تبلیغات
شاعرانه - اشعار سهراب سپهری
شاعرانه
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox


Up Page
کدهای جاوا اسکریپت


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

دلسرد
قصه ام دیگر زنگار گرفت:
با نفس های شبم پیوندی است.
پرتویی لغزد اگر بر لب او،
گویدم دل : هوس لبخندی است.

خیره چشمانش با من گوید:
كو چراغی كه فروزد دل ما؟
هر كه افسرد به جان ، با من گفت:
آتشی كو كه بسوزد دل ما؟

خشت می افتد از این دیوار.
رنج بیهوده نگهبانش برد.
دست باید نرود سوی كلنگ،
سیل اگر آمد آسانش برد.

باد نمناك زمان می گذرد،
رنگ می ریزد از پیكر ما.
خانه را نقش فساد است به سقف،
سرنگون خواهد شد بر سر ما.

گاه می لرزد باروی سكوت:
غول ها سر به زمین می سایند.
پای در پیش مبادا بنهید،
چشم ها در ره شب می پایند!

تكیه گاهم اگر امشب لرزید،
بایدم دست به دیوار گرفت.
با نفس های شبم پیوندی است:
قصه ام دیگر زنگار گرفت.

http://www.sohrabsepehri.com/images/pixel.gif

بامرغ پنهان

حرف ها دارم 
با تو ای مرغی كه می خوانی نهان از چشم
و زمان را با صدایت می گشایی !
 
چه ترا دردی است
 
كز نهان خلوت خود می زنی آوا
و نشاط زندگی را از كف من می ربایی؟

در كجا هستی نهان ای مرغ !
زیر تور سبزه های تر
 
یا درون شاخه های شوق ؟
می پری از روی چشم سبز یك مرداب
یا كه می شویی كنار چشمه ادارك بال و پر ؟
هر كجا هستی ، بگو با من .
روی جاده نقش پایی نیست از دشمن.
آفتابی شو!
رعد دیگر پا نمی كوبد به بام ابر.
مار برق از لانه اش بیرون نمی آید.
 
و نمی غلتد دگر زنجیر طوفان بر تن صحرا.
روز خاموش است، آرام است.
از چه دیگر می كنی پروا؟

http://www.sohrabsepehri.com/images/pixel.gif

درقیر شب

دیرگاهی است كه در این تنهایی 
رنگ خاموشی در طرح لب است
 
بانگی از دور مرا می‌خواند
 
لیك پاهایم در قیر شب است
 
رخنه‌ای نیست در این تاریكی
 
در و دیوار به هم پیوسته
 
سایه‌ای لغزد اگر روی زمین
 
نقش وهمی است ز بندی رسته
 
نفس آدم‌ها
 
سر بسر افسرده است
 
روزگاری است در این گوشه پژمرده هوا
 
هر نشاطی مرده است
دست جادویی شب
 
در به روی من و غم می‌بندد
 
می‌كنم هر چه تلاش،
 
او به من می خندد .
 
نقش‌هایی كه كشیدم در روز،
 
شب ز راه آمد و با دود اندود .
 
طرح‌هایی كه فكندم در شب،
 
روز پیدا شد و با پنبه زدود .
 
دیرگاهی است كه چون من همه را
 
رنگ خاموشی در طرح لب است .
 
جنبشی نیست در این خاموشی
 
دست‌ها پاها در قیر شب است .

http://www.sohrabsepehri.com/images/pixel.gif